الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

277

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

حركت كردن ، كه مىگويد : نترس طبيعت و نهاد اوّلش را به آن باز مىگردانيم ) . سور : السَّوْر : جهيدن و چيره شدن با برترى است ، اين واژه در خشم و خمر نيز به كار مىرود . مىگويند : سَوْرَةُ الغضب : چيرگى و شدّت خشم و غضب بر انسان . و - سَوْرَةُ الشّراب : غلبه و تأثير خمر در عقل و دماغ . سَاوَرَنِي فلانٌ : بر من جست و سرم را گرفت . فلانٌ سَوَّارٌ : بسيار جهنده و حمله كننده است . أَسْوَار : « 1 » از - أَسَاوِرَة الفرس - است يعنى سرداران سپاه ايران كه بيشترين كاربرد اين واژه در مورد تيراندازان است كه گفته شده از زبان فارسى معرّب شده است و سِوَار المرأة - هم به معنى دست‌بند و دستياره زنان است اصلش دستوار - است و هر چه كه بوده باشد - اسوار را به كار برده‌اند ، هر چه باشد اعراب اين واژه‌ها را به كار برده‌اند . و از اين واژه عبارت - سَوَّرْتُ الجارية : ( دوشيزه را دستياره دادم ) است و - جارية مُسَوَّرَة و مخلخلة : دوشيزه‌اى كه دستياره در دست و خلخال در پاى دارد . در آيات : ( أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ - 53 / زخرف ) و ( أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ - 21 / انسان ) ( دستبند و دستياره‌هايى از طلا و نقره كه - اسورة و اساور جمع آن است ) . به كار بردن واژه - أَسْوِرَةٌ - در آيه فوق و مخصوص گرداندن آن با فعل ( أُلْقِيَ ) و استعمال - أَسَاوِر - در نقره و تخصيص آن با فعل ( حُلُّوا - 21 / انسان ) نكات مفيدى است

--> ( 1 ) همانطور كه راغب رحمه اللّه مىگويد : واژه - اسوار - ريشه در زبان فارسى دارد . خلف تبريزى مىنويسد : أَسْوَار - بر وزن - رهوار - به معنى سواره است در مقابل پياده و به زبان گيلانى ، جمعى باشند از لشگريان كه حدّ أقل تيرى و چماقى همراه دارند كه بدان جنگ كنند و بر كلاه خود يكديگر زنند ، آن نوع چوب را هم - اسوارى - گويند ( برهان قاطع ) اسوار - يعنى پيشواى ايرانيان قديم كه مخفّف - اسب سوار - است ( غرائب اللّغه 216 ) . بنابر اين - اساورة - همان حماة العرب - يعنى قوىترين - دلاوران و پيشتازان جنگى هستند كه پيروزى در جنگ به تدبير ايشان بستگى دارد . ( لس 1 / 149 ) .